قهرمان ميرزا عين السلطنه
1605
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
گل عيالش ممكن نشد . ديروز از ناهارگاه نوشتم وزير پول بدهد و روانهاش كند امروز رسيد . اين جماعت نوكر ملاحظهء عاقبت را ندارند . هرچه برسد خرجها [ ى ] بيهوده مىكنند . انواع هرزگى را دارند . روز آخر هم دست از پا درازتر به ولايت و خانهء خود مىروند . لله آقا و على بيك ماندند . ميرزا يحيى آبدار بيست تومان گرفت . محمد ده تومان ، همينطور ديگران و حال آنكه تمام مداخل گزاف كرده بودند و خيلى عايدشان شده بود . درشكهء كشكولى يك ساعت به دسته مانده سوار اسب جهانشاه خانى شدم . براى بچهها درشكهء كشكولى بزرگى كرايه كردهام . راحت نشسته و مىروند . حضرت و الا درشكهء كوچك را سوارند ، كالسكه را زنها . بين راه حضرت و الا رسيده سوار درشكه شدم . در باغ عميدآباد موقوفه ناهار خورديم . حضرت و الا بلافاصله تشريف بردند . من چهار ساعت به غروب مانده سوار شدم . خيلى تند رفتم . سه ربع به غروب داشتيم وارد خرمدره شدم . قزاقهاى خرمدره استقبال آمده بودند . جاى قشنگى منزل بود . خرمدره حقيقة اسم بامسمائى است . آنقدر مصفا و خرم بود كه اندازه نداشت . بچهها دو سه بچه گنجشك پيدا كرده بودند و تا وقت شام مشغول آن بودند . ماليات قروه - تيول و تمسّك دوشنبه 18 - صبح ابهريها ديدن آمده بودند . از همگى وداع كرده سوار شديم . مه بلند شد ، هوا نسيمى داشت و خوب بود . با منشىباشى ، بنان همايون ، مستشار الممالك ، ميرزا نصر الله خان صحبتكنان مىرفتيم . جز ابو القاسم بدذات و على خان فراش خلوت و آن دو نفر آدم من همه نوكرها همراه هستند . آن دو بدذات هم زنجانى بودند . از آن سفر اول همراه حضرت و الا آمده بودند در اين سفر ماندند . شش گارى و قريب سى قاطر حمل بنه مىكند . خروارى ده تومان كرايه داديم . مؤتمن ديوان و وثوق الممالك فراشباشى همراه گاريها مىآيند . ناهار را قروه رسيديم در بالاخانه منزل كرديم . چشمانداز خوبى دارد . عصر غلامحسين خان قاجار حشمت السلطان حاكم ابهر آمد . آدم معقول خوبى است . چهار صد تومان هم از ماليات گرفته برات داديم . معادل چهارده هزار تومان گرفته بوديم . ده هزار تومان علاوه از حقوق مردم پرداخته شده بود . صورت حساب پابهمهر از مشير الممالك و مستشير الدوله گرفتيم . مواجبهاى ما را هم تلگراف فرمودند برگردانيدند . مبلغى از ديوان طلب داريم تا چه قسم وصول شود . عجالة از همهء